تبلیغات
کانون بررسی و تحلیل بسیج دانشجویی شهید علم الهدی


امروز :



انتخابات آزاد کلید واژه ای است که به تازگی وارد ادبیات سیاسی کشور ما شده است، واژه ای که با اندکی تامل در آن می توان فهمید علی رغم زیبا بودن این شعار چه اهدافی در پشت آن پنهان شده است.
برای فهمیدن پشت پرده این واژه نو ظهور دنیای سیاست اولین قدم این است که ببینیم این واژه ریشه در کجا دارد و ترویج کنندگان و تکرار کنندگان این واژه چه کسانی هستند و مواضع و رفتارهای آنان در چند سال اخیر به چه شکل بوده است و ...
عبارت انتخابات آزاد تقریبا چند ماهی بعد از فتنه 88 خود را نمایان ساخت، آنجایی که جریان برانداز متوجه شد کم کم شعار تقلب در انتخابات دیگر خریداری ندارد و بی اساس بودن ادعای تقلب با تدابیر حکیمانه مقام معظم رهبری و هوشیاری مردم و کنترل جریان برانداز توسط سیستم حکومت برای همگان در حال آشکار شدن است.
بعد از سوختن کلید واژه تقلب جریان شکست خورده در انتخابات بایستی برای نگه داشتن اندک یاران باقی مانده خود جایگزینی برای واژه تقلب پیدا می کرد، لذا به تدریج در ادبیات سیاسی آن ها واژه "تقلب" جای خود را به "انتخابات آزاد" داد.
جریان مذکور در کلید واژه جدیدش هم القاء تقلب را به روشی جدید پی گیری می کند و هم سعی دارد سیستم حکومت را سیستمی دیکتاتور منشانه و تک سلولی نشان دهد که اجازه فعالیت به جریان های سیاسی مخالف دولت موسوم به جریان چپ را نمیدهد و از ورود آنان به عرصه سیاست و انتخابات نیز جلوگیری میکند.
مجید انصاری از فعالان بنام جریان اصلاحات واژه انتخابات آزاد را این گونه معنی می کند که "تنها زمانی که خروجی رای مردم از صندوق‌ها به کاندیدای ما باشد، می‌توان گفت که در ایران انتخابات آزاد برگزار شده است! او تاکید می کند که انتخابات در ایران با اعمال دخالت از سوی حاکمیت همراه است مگر زمانی که سید محمد خاتمی و امثالهم پیروز شوند! و اضافه می کند که: «ما این مساله را در انتخابات سال ۷۶ شاهد بودیم. در آن ایام همه امکانات و ‏نیرو‌ها در طرف مقابل آقای خاتمی بود ولی آقای خاتمی در ‌‌‌نهایت پیروز شد اما باید گفت که دوم خرداد ۷۶ تکرار نخواهد شد."
همچنین آقای موسوی خوئینی ها از جمله چهره های مطرح جریان اصباح طلب و معروف به مرد خاکستری اصلاحات هم نظر جالبی در مورد انتخابات آزاد دارد و معتقد است: " اگر انتخابات آزاد در کار باشد میتوان به آن فکر کرد و همه اقشار و گرایشات میتوانند مشارکت کنند و باید شخصیت هایی مثل آقای مهندس موسوی و جناب آقای کروبی بتوانند در صحنه انتخابات حاضر شوند. اما اگر قرار باشد از میان نامزدهای انتخابات و حامیانشان یکی به کرسی ریاست جمهوری برسد و دیگران یا در حبس باشند یا در حصر، این معنای انتخابات آزاد نیست و قابل قبول نیست. "

تحلیل سخنان معنادار سران اصلاحات و ادامه این مقاله انشا الله به شرط حیات در بخش یا بخش های بعدی بیان خواهد شد.
(پایان بخش اول - ادامه دارد)




طبقه بندی: سیاسی، 
برچسب ها: سیاست، انتخابات آزاد، موسوی خوئینی ها، مرد خاکستری اصلاحات، مجید انصاری، اصلاح طلب، انتخابات ریاست جمهوری،
ارسال توسط سید محمد رضا مدرسی راد
مرتبه
تاریخ : جمعه 6 بهمن 1391

این پست خیلی طولانی نیست اما امیدوارم که قسمت نظراتش طولانی باشد.

صرفا جهت اطلاع: قصدم در این پست فقط دریافت نظرات است و نه نوشتن مقاله . نظراتی که امیدوارم به یک گفتمان در قسمت نظرات این پست تبدیل شود و نتیجه ای مفید هم برای خودم و هم برای دیگر دوستان داشته باشد.

سوال این است که: آیا پدیده ای که در دنیا امروز به نام فوتبال از آن نام برده می شود با همین شکل و شمایل فعلی اش ]مخصوصا آن چیزی که در فوتبال این روزهای ایران شاهد آن هستیم[، با اهداف و شعارهای اسلامی ما سازگار است یا خیر؟ اگر هست با چه توجیحی؟ و اگر نیست آیا دامن زدن به این پدیده و گرم کردن بازار آن درست است یا خیر؟




طبقه بندی: سیاسی،  اجتماعی،  جنجالی، 
برچسب ها: فوتبال، دربی، استقلال و پرسپولیس، فوتبال ایران، عدالت در فوتبال، صنعت فوتبال،
ارسال توسط سید محمد رضا مدرسی راد
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 2 بهمن 1391

داشتم وبلاگ های مختلف رو نگاه می کردم و سری به وبلاگ ها و سایت های دوستان در محیط مجازی میزدم که جمله ای در یکی از وبلاگ ها توجه ام رو به خودش جلب کرد. جمله این بود:

" هزار و صد و هفتاد و سه سال است که مهدی(عج) “امام” شده است، و منتظر است که منتظرانش “به خود بیایند” تا او بیاید...!"

ناخود آگاه  بعد از خواندن این جمله بود که تصمیم به نوشتن این متن گرفتم.

شعار دادن اگر همراه با عمل باشد خیلی خوب است، کلا این کلمه شعار خیلی کارها ازش برمیاد، شعار دادن می تواند تجلی هدف یک کشور باشد، تکرار شعار در فواصل زمانی مختلف باعث می شود که به مرور زمان هدف اصلی کم رنک و منحرف نشود از طرفی شعار دادن بصورت دسته جمعی مانند چیزی که در راهپیمائی ها شاهد آن هستیم باعث تقویت روحیه و همبستگی اجتماعی و یکی شدن دل ها برای رسیدن به هدف می شود و... مزیت های بی شمار دیگری که میتوان برای شعار دادن بیان کرد که این بحث خودش می تواند موضوع یک مقاله باشد. اما چیزی که من در این متن میخواهم بگویم شاید نقدی است بر اصلی ترین شعار این روزهای جریان حزب الله.

این روزها حجم بسیار زیادی از شعارهایمان فقط شده است "ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند" این شعار، شعار خیلی خوبی است اما من احساس می کنم که دیگر این شعار به تنهایی جواب گوی دوران سخت ما نیست، شعار "ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند" علی رغم بار معنایی زیادی که دارد اما برای تفکرات امروز ایران اسلامی و جریان حزب الله که باید یک جریان پویا و فعال باشد ناقص است؛ کوفی صفت نبودن و ولی زمان خود را تنها نگذاشتن خیلی خوب است اما در شرایط فعلی شاید مهم تر از اهل کوفه نبودن، اهل  دوران غیبت بودن باشد.

شرایط کوفیانی که سر حسین (علیه السلام) را بر سر نیزه فرستادند با شرایط امروز ما شاید بسیار متفاوت باشد، آن روز کوفی صفتان امام زمانشان را با چشم سر دیدن لذا برایش نامه نوشتند و او را دعوت کردند اما همان مردم با چشم دل و بصیرت نتوانستند امام معصومشان را ببینند، و به همین دلیل در برابرش طغیان کردند و حادثه کربلا رقم خورد.

سختی شرایط امروز ما نسبت به کوفیان زمان امام حسین (علیه السلام) شاید این باشد که امرزو ما نمی توانیم امام معصوم زمانمان را با چشم سر ببینیم  و برای دیدن با چشم دل هم نیاز داریم به بصیرتی که به دست آوردنش هرچند نا ممکن نیست ولی شاید برای اراده های ضعیفی چون من ناممکن باشد.

شاید در زمان امام حسین (علیه السلام) برای منحرف نشدن کوفی صفت نبودن کفایت می کرد و باعث نجات شخص می شد، اما در زمان امروز اگر کوفی صفت نباشی و در عین حال اهل دوران غیبت هم نباشی، چه بسا سرنوشتت همان سرونشت کوفی میدان کربلا باشد، و اما اگر به ظاهر اهل دوران غیب باشی ولی بعد از ظهور کوفی صفت شوی سرنوشتت مانند همان هایی خواهد شد که نامه نوشتند به امام حسین (علیه السلام) و بعد...

شاید ما این روزها امام معصوم زمان خویش را با چشم سر نبینیم اما نائب بر حقش را که میبینیم و میشناسیم؛ به قول علامه آیت الله حسن حسن زاده آملی: "گوشتان به دهان رهبری باشد. چون ایشان گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است."  و این عبارت علامه آنجا بیشتر معنا پیدا می‌كند كه بدانیم صاحب تفسیر المیزان، علامه طباطبایی درباره علامه حسن‌زاده فرموده‌اند: "حسن‌زاده را كسی نشناخت جز امام زمان(عج)."

شاید بهتر باشد که در کنار شعار " ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند"  یک شعار با مضمون دوران غیبت هم بگویم تا شعار ناقصمان کامل شود، یادمان باشد که این شعارها هستند که نشانگر هدف هایمان هستند پس سعی کنیم در هدف گیری اشتباه نکنیم.


  • منتظر نظراتتان در مورد این متن هستم .
  • اگر جایی از متن به نظرتان اشکال دارد نقد بفرمائید.
  • اگر هم نظرتان موافق است با کلیت متن، با نظراتتان این بحث را پخته تر از آنچه هست کنید.

 




طبقه بندی: تحلیلی و خبری،  اجتماعی، 
برچسب ها: ما اهل کوفه نیستیم، کوفی نبودن، دوران غیبت، شعار دادن، علامه حسن زاده آملی،
ارسال توسط سید محمد رضا مدرسی راد
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 6 دی 1391

قبل از شروع این متن اجازه دهید موضوعی را تذکر دهم که به نظرم آمد کمی مورد بی مهری قرار گرفته است.

در تشکیل وبلاگ های های بسیج دانشجوئی شهید علم الهدی چندین هدف اصلی پیگیری می شود که یکی از مهمترین آنها هم فکری و هم اندیشی در محیط مجازی است. لذا از دوستانی که تشریف میارن و نظر میزارند انتظار میره با دیدی کاملا دانشجودی و نقاد به متن ها نگاه کنند. نظراتتان را آزادانه و آگاهانه بگذارید و  متن نوشته شده و یا حتی نظرات دوستان را نقد و بررسی کنید اگر لازم میدانید نظرات یکدیگر و یا متن نوشته شده را تکمیل و یا اصلاح بفرمائید مطمعنا در این بحث ها و گفت گوها چیزهای زیادی یاد خواهیم گرفت.

نکته مهم دیگری هم که باید بر آن تاکید کنم این است که خواهشا در قسمت نظرات، نظر بدیید اما جنگ نکنید یا بهتر بگویم در قسمت نظرات بحث کنید نه جدل، چون همه میدونیم و لازم به گفتن نیست که جدل تنها ما را به حاشیه خواهد برد و در آخر هم چیزی نصیبمان نخواهد کرد.

سعی کردم این نوشته خیلی طولانی نشود به هر حال اگر هم طولانی شده است لطف کنید و بخوانید و نظر بدهید نظراتتان برای نویسنده متن و دیگر دوستان مهم خواهد بود.

بحث وجود یا عدم وجود ماهواره در خانه های ایرانی خیلی وقت است که بر سرش حرف ها و حدیث هاست.

عده ای موافق این پدیده اند و عده ای مخالف، بصورت کلی که نگاه کنیم بیشتر دعوا ها را می شود به دو قشر مذهبی و غیر مذهبی نسبت داد. هرچند بُعد سیاسی و امنیتی و فرهنگی نیز در بحث ماهواره جای بحث دارد و نمی شود به سادگی از کنار آن گذشت. اما حرف من در این نوشته با کسانی است که از ماهواره استفاده می کنند با این توجیح که ما تنها شبکه های استانی و مفید آن را دریافت می کنیم  و حواسمان به بنیانهای اخلاقی و فرهنگی خانواده جمع است.

هر کس از ماهواره استفاده ای می کند بعضی ها ماهواره را استفاده می کنند برای تماشای صحنه های جنسی و فیلم های پرنو و دیدشان به ماهواره صرفا یک دید کاملا شهوانی است، بعضی افراد از ماهواره برای رصد اخبارها و رویدادهای جهان استفاده می کنند، بعضی برای تماشای مستندهای حیات وحش و علمی و... خلاصه هر کسی استفاده ای می کند از این پدیده نو ظهور.

تاکید میکنم که در این مقاله روی سخنم با کسانی است که از ماهواره استفاده میکنند به این توجیح که ما تنها کانال های خوب آن را دریافت میکنیم و لا غیر و گرنه وضعیت کسانی که از ماهواره برای مقاصد و لذت های دنیوی استفاده میکند برای همه گان آشکار است...

بخواهم خیلی سریع و اجمالی پیشرفت یک جامعه را بگویم این طور بیان می کنم که یک جامعه برای اینکه پیشرفت کند نیاز به تولید فکر و اندیشه دارد بعد از اینکه فکر و اندیشه تولید شد نوبت به اجرا می رسد بعد از اجرا نیاز به برطرف کردن عیب ها و نقص ها و سپس تداوم در کار دارد این روند کلی چه در صنعت چه در فرهنگ و چه در هر مقوله دیگری که به پیشرفت جامعه مربوط می شود قابل تعمیم است. ولی نکته مهم اینجاست که همه چیز وابسته است به شروع کار یعنی همان تولید فکر و اندیشه.

برگردیم سر بحث خودمان، بحثم در این مقاله اصلا محتوای مصموم ماهواره نیست، چه بسا افرادی که 24 ساعته از ماهواره استفاده می کنند برای گوش کردن سخنرانی و قرآن و بحث های دینی]جنبه مذهبی[ و چه بسا افرادی که از ماهواره استفاده میکنند برای دیدن سریال ها و برنامه های خوب و آموزنده ای که هیچ گونه مشکل اخلاقی و سیاسی و فرهنگی هم در آن نیست]جنبه سرگرمی و علمی[  و چه بسا بسیاری افراد دیگر که اینگونه به خیال خود دارند استفاده سالم از ماهواره می کنند.

اصطلاحی هست که میگویند دشمن برای ضربه زدن همیشه رو بازی نمی کند، بعضی اوقات بازی دشمن زیرکانه و مخفیانه است، ماهواره ابزاری است در دست دشمن که هم توانایی بازی در رو را دارد مانند شبکه های پرنو و جنسی اش که بصورت کاملا آشکار بنیان اخلاقی خانواده ها و جامعه را هدف گرفته و هم توانایی بازی پنهان را دارد با پخش 24 ساعته برنامه های جذابش که انصافا بیننده را پای تلوزیون میخ کوب میکند.

یکی از سیاست اداره کنندگان ماهواره این است که شما باید پای شبکه های ماهواره باشید حتی اگر در حال گوش گرفتن قرآن باشید، مهم نیست که شما کدام شبکه را برای تماشا انتخاب کرده اید، مهم این است که فقط تماشا کنید، مهم این است که اوقات فراغتتان را به مطالعه کتاب های مفید نگذرانید، مهم این است که زمان بیکاری پای شبکه ماهواره باشید نه در جمع صمیمی خانواده، هدف این است که شما مستحبات و بعضا واجبات دینیتان را به خاطر تماشای برنامه های ماهواره یا لغو کنید یا حداقل به تاخیر بیندازید هدف این است که ... ؛ بگذارید تمام این ها را در یک جمله این جور خلاصه کنم که هدف این است که شما باید به طریقی سرگرم شوید تا نتوانید برای پیشرفت جامعه خودتان تولید فکر و اندیشه کنید.

حالا در این وسط اگر شما شبکه های غیر اخلاقی را برای دیدن انتخاب کنید، علاوه بر اینکه تولید فکر و اندیشه برای پیشرفت جامعه نمی کنید سدی هم می شوید در مقابل پیشرفت جامعه اگر هم شبکه های به زعم بعضی ها مناسب و به عقیده بنده [با توجه به نکاتی که اشاره کردم] نامناسب را انتخاب کنید عملا تبدیل خواهید شد به یک مصرف کننده که نیازهای خودش را مجبور است از بیگانگان تامین کند چون تمام افراد جامعه اش همانند خودش مشغول دیدن شبکه های ماهواره بوده اند نه مشغول تولید فکر و اندیشه برای رفع نیازهایشان.

ماهواره خوبش هم بد است اگر آن را نشناسیم و اگر ندانیم چگونه از آن بهره ببریم

چند نکته:

·         از این متن این طور برداشت نکنید که من مخالف استفاده از شبکه های مفید ماهواره ای هستم. بنده معتقدم استفاده از این رسانه باید آگاهانه باشد چرا که گردانندگان ماهواره] بخوانید دشمنان تفکر و اندیشه[ بسیار آگاهانه و زیرکانه این پدیده را مدیریت می کنند

          ماهواره مضرات بسار زیادی دارد که به صورت سربسته به بعضی از آنها در متن اشاره کردم، اما سعی کردم در این مقاله از بعد دیگری به مضرات ماهواره نگاه کنم و این به معنی نادیده گرفتن یا بی اهمیت دانستن دیگر مضرات آن نیست.

·         اشکالی که به ماهواره گرفتم بر صدا و سیمای خودمان هم وارد است اگر همین طور بر تعداد شبکه هایش بیافزاید و آنتن های دیجیتالش را مدام تبلیغ کند بی آنکه فرهنگ استفاده از آن را نهادینه کند

·         منتظر نظراتتان هستم




طبقه بندی: هنر و رسانه،  تحلیلی و خبری،  سیاسی،  اجتماعی، 
برچسب ها: ماهواره، شبکه های جنسی و پورنو، مضرات ماهواره، آنتن، شبکه های ماهواره ای، صدا و سیما،
ارسال توسط سید محمد رضا مدرسی راد
مرتبه
تاریخ : شنبه 18 آذر 1391


تا حالا دقت کردید وقتی یک خانم از یک کفش پاشنه بلند استفاده می کنه در حقیقت داره طی یک فرایند خیلی خیلی ساده  راحتی اش رو فدای مُد میکنه؟! مدی که در آینده ای نه چندان دور علاوه بر راحتی، سلامتی اش را هم از او خواهد گرفت .
کسی نیست که نداند کفش های پاشنه بلند بر زیبایی ظاهری یک خانم تاثیر زیادی میگزارد، اما سوال اساسی اینجاست که آیا باید همه چیز حتی سلامتی را فدای مُد و زیبایی کرد؟ این نکته مهم است که شما بدانید دارید چه چیز را فدای چه چیز می کنید؟ با یک حساب سر انگشتی آیا ارزش دارد؟
کفش های پاشنه بلند بشدت احتمال رگ به رگ شدن پا، پیچ خوردگی قوزک پا و زانو را بالا می برند تا جایی که ممکن است یک شروع خوب با یک کفش پاشنه بلند زیبا، پایانی بد را در یکی از اتاق های اورژانس شهر برایتان در پی داشته باشد.
اما ای کاش مشکلات به همین جا ختم می شد، کفش های پاشنه بلند در دراز مدت خطراتی به همراه دارند که اگر از آن ها با خبر شوید شاید دیگر هیچ گاه سراغ این مدل کفش ها نروید.
به تصویر رو به رو نگاه کنید، به طور طبیعی وزن بدنتان روی پاشنه پاهایتان به صورت مساوی تقسیم می شود، اما زمانی که از کفش پاشنه بلند استفاده می کنید این روند طبیعی را بر هم می زنید و تعادل بدن شما رو به جلو تغیر پیدا می کند و تمام فشار بدن به نوک انگشتان منتقل می شود، دقیقا همان جایی که تحمل این همه فشار را ندارد، تازه این فشار منهای آن فشاری است که زانوی شما مجبور است به خاطر مُد و زیبایی شما تحمل کند.
حالا با توجه به شایع بودن پوکی استخوان در سنین بالا و [به ویژه در بین خانم ها] بنظر شما آیا عاقلانه است که به خاطر مُد و زیبایی و فشاری که به استخوان های پایتان وارد می کنید به این روند پوکی و خرد شدن استخوان های پایتان سرعت مضاعف ببخشید و در آینده توانایی راه رفتن را از خودتان سلب کنید؟ آیا می ارزد که به خاطر زیبایی در آینده ای نه چندان دور  برای انجام کارهای روزانه و رفت و آمد های بسیار کوتاه نیاز به عصا و ویلچر و ... داشته باشید؟؟

لطفا این متن را چندین بار دیگر بخوانید و به دوستانتان نیز معرفی کنید تا بخوانند



طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: سلامتی، کفش پاشنه بلند، زیبایی و حجاب، ضررات کفش پاشنه دار، مضررات کفش پاشنه دار، پزشکی، hijab،
ارسال توسط سید محمد رضا مدرسی راد
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 17 آبان 1391

حجاب مقوله ای است که اصلی ترین هدف آن حفظ حریم اخلاقی خانواده و جامعه است. حریمی که سالم و سراپا نگه داشتن آن به معنی زنده نگه داشتن خیلی چیزهاست.

خیلی ها با به کار بردن کلمه "حجاب" ذهنشان به سمت حجاب زنان و دختران می رود و این از جمله مواردی است است که دشمنان تفکر حجاب به  دنبال آن هستند و هدف هایی نیز در قِبَل آن متصوراند. حال آن که بنده معتقدم حجاب مقوله ای است انسانی که زن بودن و یا مرد بودن در آن تفاوتی ندارند.

در تئوری که من نام آن را انسان بودن میگذارم هم زن باید حجاب داشته باشد و هم مرد مکلف به داشتن حجاب است و تنها تفاوت این دو در نوع حجاب است و برای آن که بتوانیم این تفاوت را بهتر بشناسیم لازم است یک سری از خصوصیات اولیه مردان و زنان را بشناسیم.

شهوت نارنجکی است در وجود آدمی که ضامن آن در جنس زن و مرد متفاوت است. در همیشه تاریخ زن معشوق بوده است و مرد عاشق و این قانون خلقت است. اما این قانون نیز مانند هر قانون دیگری نیاز به اجرای صحیح دارد تا جواب مورد نظر را به ما بدهد مسلم است که اگر این قانون درست اجرا نشود نباید توقع داشته باشیم که مشکلات نیز حل شود. ضامن نارنجک شهوت در بین مردان نگاه کردن و دیدن است و در بین زنان جذاب بودن و دیده شدن، اگر دقت کرده باشید مرد همیشه قصد داشته است ببیند و زن سعی داشته است که دیده شود.

نقطه ضعف دیدن در مرد و دیده شدن در زن دقیقا همان نقطه ضعفی است که شیطان به واسطه آن انسان را در دام هوا و هوس گرفتار می سازد. با توجه به نکاتی که گفته شد حجاب برای زن و مرد بر اساس نوع نقطه ضعف آنان و طرف مقابلشان تعریف می شود پس، حجاب زن به معنی پوشاندن زیبایی های ظاهر و بدن است و حجاب مرد به منزله کنترل نگاه و ندیدن.

تا اینجای مطلب خواستم بگویم که تفاوتی اساسی از لحاظ مفهوم حجاب برای زن و مرد وجود ندارد بلکه تفاوت در نحوه اجرای حجاب است، اما شاید جا داشته باشد در اینجا نظرم را در مورد سوالی که بیشتر هم بصورت شبهه مطرح می شود بگویم شبهه ای که می گوید حجاب برای زن بسیار سخت تر است از حجاب برای مرد.

اگر دیدمان به حجاب دیدی باشد که حجاب را وسیله ای بدانیم برای مقابله با شهوت یا همان نارنجک درونی خودمان آنگاه این شبهه به راحتی قابل پاسخ است. اگر شهوت زن خودنمایی یا بدن نمایی و دیده شدن است و اگر شهوت مرد چشم چرانی و لذت بردن از دیدن است؛ پس حجاب برای زن(که همانا محجبه بودنش است) همان قدر سخت است که حجاب برای مرد (که کنترل چشم و نگاهش است) سخت است. لذا با توجه به مطالب گفته شده درست است اگر لفظ بد حجاب (بخوانید بی حجاب) برای مردانی که کنترل چشم و نگاه را ندارند به کار برده شود.

امیدوارم بعد از خواندن این متن با شنیدن کلمه حجاب دیگر ذهنتان فقط معطوف به حجاب زنان نشود، حجاب چیزی است فراتر از حجاب زنان، هرچند حجاب زنان نقش بزرگی در این پازل ایفا می کند اما حجاب مختص خانم ها نیست، حجاب برای انسان هاست، حجاب برای سلامت جامعه است.



طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: چشم چرانی، شهوت، حجاب زنان، حجاب مردان، man hijab، نارنجک شهوت،
ارسال توسط سید محمد رضا مدرسی راد
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 27 مهر 1391
آنجایی که دشمن نتواند بطور مستقیم تغییر ایجاد کند به ناچار دست به تحریف میزند، تحریف کردن یکی از ابزارهای قوی و پرکاربرد برای تغییر به روش غیر مستقیم و یا اصطلاحا نرم است.
از جمله مزایای این روش میتوان به موجه نشان دادن آن توسط مجریان آن اشاره کرد، بطوری که ممکن است شما را به ورته نابودی بکشاند در حالی که شما هیچ گونه حس بد یا احساس خطری نمیکنید.یکی از تحریف هایی که دشمنان اسلام امروز دست به دامن آن شدن تا جامعه اسلامی را به فساد و در نتیجه نابودی بکشانند، تحریف واژه پوشش به جای حجاب است. این روزها زیاد کلماتی چون پوشش، پوشش اسلامی، پوشش دینی، پوشش مذهبی، پوشش ایرانی مذهبی، پوشش کامل و ... را میشنوید. حال سوال اینجاست که آیا پوشش و حجاب یکی است؟
مسئله حجاب مسئله ای است با پشتوانه فلسفی قوی، کلی ترین هدف حجاب رسیدن به جامعه ای سالم از نظر اخلاقی و روانی است حالا هر گونه اقدامی که با این هدف و این تفکر مقابله کند و  یا به آن ضربه بزند و یا حتی آن را تضعیف کند را میتوان بی حجابی نامید.

 <<<تفاوت دو مفهوم حجاب و پوشش>>>


قبل از ادامه بحث این نکته را متذکر میشم که اصولا حجاب مقوله ای است که هم برای مرد و هم برای زن تعریف میشود. اما از آنجایی که این مسئله در مورد زنان بیشتر موضوعیت دارد در ادامه بحث بیشتر به حجاب زنان پرداخته می شود.
خیلی از خانم ها  بین پوشش و حجاب هیچ تفاوتی قائل نیستند حال آنکه به نظر بنده این یکی از تحریف هایی است که دشمنان ما برای مقابله با حجاب زن مسلمان انجام داده اند، حجاب فراتر از پوشش است یا اگر بخواهم بهتر بگویم حجاب متشکل از اجزای بسیاری است که پوشش یکی از آن اجزا است.دشمنان سعی میکنن حجاب را همان پوشش معرفی کنند، و حتی برای فریب بیشتر دختران جامعه از عباراتی مانند پوشش کامل یا پوشش اسلامی سخن میگویند، و برای زنان و دختران جامعه ما اینگونه فرهنگ سازی میکنن که مثلا کت و شلوار، یا بلوز و دامن هم پوشش کامل است و تمام بدن شما را میپوشاند پس با حجاب منافاتی ندارد.و بصورت کلی هر لباسی که بتواند بدن شما را به طور کامل بپوشاند همان حجاب است.
اما حجاب فراتر از تفکر پوشش است، حجابی قابل قبول است که مانند سدی جلوی شهوت مرادان هوس ران جامعه را بگیرد وقتی صحبت از حجاب می شود باید یک سری از اصول و فاکتورها رعایت شود تا بتوان به آن مقوله حجاب گفته شود؛ مثلا یک مانتو  و روسری شاید از لحاظ پوشش تمام بدن یک زن را بپوشاند اما اگر همین مانتو با یک رنگ تند مثل قرمز، نارنجی و یا ... همراه شود باعث جلب توجه مردان می شود، همین مانتو اگر قدری تنگ و چسبان باشد بطوری که  برجستگی های بدن زن را نمایان کند در عین این که پوشیدگی زن را تامین کرده اما بی حجابی محسوب میشود، همین مانتو اگر دارای دوختی خاص و یا طراحی خاصی در بعضی از نقاط آن باشد،  باعث جلب توجه مردان هوس باز می شود و باز هم میتوان گفت که پوشیده است اما حجاب نیست.
دشمن با معادل سازی کلمه پوشش به جای حجاب، در حقیقت مفهوم بزرگ حجاب را با تمام اصول و فاکتورهایش را تحریف کرده در واژه ای به نام پوشش که این تفکر پوشش هیچ گاه نمیتواند آنچه را مفهوم حجاب در بر دارد را در بر گیرد. متاسفانه این طرز تفکر را ما امروز در بین تولید کنندگان پوشاک بانوان و در خود زنان جامعه در هنگام خرید لباس مشاهده میکنیم، تقکری که در هنگام دوخت و خرید لباس به پوشش می اندیشد نه به حجاب. 
اگر این ذهنیت در جامعه اسلامی به وجود بیاید که حجاب همان پوشش و پوشش همان حجاب است و در ذهن جوانان ما، خصوصا دختران جوان جامعه ما بین دو مفهوم حجاب و پوشش هیچ تفاوتی نباشد آن روز روزی است که بابد شاهد حذف حجاب از جامعه اسلامی و به دست خود مسلمانان باشیم.  



طبقه بندی: اجتماعی،  تحلیلی و خبری، 
برچسب ها: حجاب، پوشش، چادر، تفاوت پوشش و حجاب، hijab، chador،
ارسال توسط سید محمد رضا مدرسی راد
مرتبه
تاریخ : جمعه 24 شهریور 1391

ان تظهر دینه علی الدین کله و لو کره المشرکون

با گذری به تاریخ پیامبران گذشته انسان متوجه یک موضوع مهم می شود و آن انکار و استهزاء آن بزرگواران در برابر بیداری مردم و دعوت آنان به حق می باشیم و انگار این را می توان یکی از عملکردهای ثابت سیاه بخشی از انسان ها در طول تاریخ بشریت نام برد.در مقابل نیز سنت الهی بر این واقع شده است که حق را پایدار و باطل را نابود و ضایع گرداند و دین خود را برتمام جهان مسلط کند به طوری که به آخرین فرستاده ی خود حضرت محمد(ص) این وعده را داده است. امروز میبینیم که مشرکان و کافران که نمی خواهند حق جلوه گری کند و باطن پلیدشان آشکار شود در لجنزار گندیده رفتارهای خود غلط می زنند به طوری که بوی تعفن آن تمام جهان را پر کرده است و برای آنکه بقای کثیف خود را حفظ کنند دست به اقدامات دیوانه وار و احمقانه می زنند بطوری که ساخت فیلم توهین آمیز به ساحت گل سر سبد عالم خلقت حضرت محمد(ص) می زنند بدون کمترین توجه ای به عواقب آن و این نشان دهنده ی پایان عمر این ملحدین است چرا که هر وقت حیوانی به پایان عمر خود نزدیک شود دست به اقدامات جنون آمیز می زند.اینکه قده سرطانی جهان در حال نابودیست و شریعت احمدی دارد بر عالم حکم فرما می شود امریست قابل لمس و واضح اما در این بین ذکر چند نکته خالی از لطف نیست:

1-   برملا شدن باطن صهیونیست:هر واکنشی در پی کنش و اتفاقی صورت می گیرد اینکه یک کارگردان صهیونیستی دست به اقدام چنین فیلمی می زند نشان دهنده اوج نفرت آنها از خوبی ها و فطرت آدمیست و همچنین آشکار شدن آنها به دشمنی علیه بشریت.

2-  نبود استدلال در برابر حق:انسان های فرومایه و تهی مغز هنگامی که نمیتوانند در برابر منطق قوی و عقلی اسلام پاسخی دهند راه را جز مسخره کردن و  لودگی کردن در برابر این برهان عظیم نمیبینند.

3- قدرت اسلام و ایران در جهان:چرا باید انتشار این فیلم مضحک زمانی اتفاق افتد که تنها چند روز از اجلاس باشکوه سران جنبش عدم تعهد در ایران نمی گذرد آیا این عملکردهای تند و غیر منطقی جز این را می رساند که نفوذ اسلام و ایران در جهان رو به افزایش و به تبع ان ضعف روز افزون صهیونیست و آمریکا و زورگویان عالم است.

4-  منفور شدن روز افزون چهره آمریکا:همان طور که امام خامنه ای در اجلاس عدم تعهد نصیحت خیرخواهانه خود را به دولت مردان آمریکایی فرمودند حمایت آنان از رژیم اشغالگر قدس چهره آنان را در جهان روز به روز منفورتر می کند و این منفوریت را به طور زنده هم اکنون در جهان مشاهده هستیم.

5-  سکوت مدعیان خادمین بیت الله الحرام:در حالی که تمام مسلمانان جهان با توجه به وظیفه و غیرت مسلمانیشان دست به اعتراض و محکوم کردن صهینیست و آمریکا می زنند مدعیان درغگو آل سعود وآل خلیفه وآل کوفت در یک خفقان جمعی مبحوت مانده و چهره واقعی و دست نشان ده خود را به تمام مسلمانان جهان نشان دادند این در حالی است که همین مزدوران ترسو وهابی فریاد اعتراض به اقدامات ضد تروریستی در سوریه می زنند و همچنین به فیلم های تولیدی اسلامی ایران نظیر سریال مختار و حضرت محمد(ص)مجید مجیدی کلی بیانیه و ... می زنند که این فلان هست و آن فلان

6-  تاثیر بیداری اسلامی در بین کشورهای اسلامی:یکی از نکات دیگر که به راحتی نمی توان از آن چشم پوشید تاثیر بیداری اسلامی در بین کشورهای منطقه و بویزه کشورهایی که موفق به پیروزی در انقلابشان شده اند با گذری به گذشته ی تاریخ قبل رویداد بیداری اسلامی اقدامات ضد اسلامی صهیونیست و آمریکا نظیر:سلمان رشدی، کاریکاتورهای مضحک دانمارکی و آتش کشیدن قرآن در یک کلیسا توسط یک کشیش مسیحی و... عکس العمل مسلمانان تنها معطوف به کشور ایران و چند کشور محدود اسلامی ختم می شد اما اکنون به حول قوه الهی امروز واکنش مسلمانان در پی این اقدام ضد اسلامی شدیدتر و کوبنده تر بوده؛بویژه در کشورهای بیداری اسلامی مانند: مصر و لیبی که این نشان از این است که علت اصلی رخ دادن این انقلاب ها بازگشت به اسلام ناب محمدی است و نه چیز دیگر و این یعنی رسوایی رسانه های غربی و آمریکایی در برابر انتشار اخبار کذب به منظور به انحراف کشاندن این انقلاب ها بود

و همه ی اینها یعنی تحقق وعده ی الهی.

 




طبقه بندی: سیاسی، 
برچسب ها: اعتراض به فیلم توهین به ساحت مقدس پیامبر(ص)، رسوایی آمریکا، اعتراض مسلمانان به دولت آمریکا،
ارسال توسط بسیجی مبارز
(تعداد کل صفحات:5)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]  

آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
هم سنگری ها




رجانیوز

نوای وب
رهبر ازدید بزرگان

ابزار وبلاگ

طراحی سایت

قالب وبلاگ