امروز :



انتخابات آزاد کلید واژه ای است که به تازگی وارد ادبیات سیاسی کشور ما شده است، واژه ای که با اندکی تامل در آن می توان فهمید علی رغم زیبا بودن این شعار چه اهدافی در پشت آن پنهان شده است.
برای فهمیدن پشت پرده این واژه نو ظهور دنیای سیاست اولین قدم این است که ببینیم این واژه ریشه در کجا دارد و ترویج کنندگان و تکرار کنندگان این واژه چه کسانی هستند و مواضع و رفتارهای آنان در چند سال اخیر به چه شکل بوده است و ...
عبارت انتخابات آزاد تقریبا چند ماهی بعد از فتنه 88 خود را نمایان ساخت، آنجایی که جریان برانداز متوجه شد کم کم شعار تقلب در انتخابات دیگر خریداری ندارد و بی اساس بودن ادعای تقلب با تدابیر حکیمانه مقام معظم رهبری و هوشیاری مردم و کنترل جریان برانداز توسط سیستم حکومت برای همگان در حال آشکار شدن است.
بعد از سوختن کلید واژه تقلب جریان شکست خورده در انتخابات بایستی برای نگه داشتن اندک یاران باقی مانده خود جایگزینی برای واژه تقلب پیدا می کرد، لذا به تدریج در ادبیات سیاسی آن ها واژه "تقلب" جای خود را به "انتخابات آزاد" داد.
جریان مذکور در کلید واژه جدیدش هم القاء تقلب را به روشی جدید پی گیری می کند و هم سعی دارد سیستم حکومت را سیستمی دیکتاتور منشانه و تک سلولی نشان دهد که اجازه فعالیت به جریان های سیاسی مخالف دولت موسوم به جریان چپ را نمیدهد و از ورود آنان به عرصه سیاست و انتخابات نیز جلوگیری میکند.
مجید انصاری از فعالان بنام جریان اصلاحات واژه انتخابات آزاد را این گونه معنی می کند که "تنها زمانی که خروجی رای مردم از صندوق‌ها به کاندیدای ما باشد، می‌توان گفت که در ایران انتخابات آزاد برگزار شده است! او تاکید می کند که انتخابات در ایران با اعمال دخالت از سوی حاکمیت همراه است مگر زمانی که سید محمد خاتمی و امثالهم پیروز شوند! و اضافه می کند که: «ما این مساله را در انتخابات سال ۷۶ شاهد بودیم. در آن ایام همه امکانات و ‏نیرو‌ها در طرف مقابل آقای خاتمی بود ولی آقای خاتمی در ‌‌‌نهایت پیروز شد اما باید گفت که دوم خرداد ۷۶ تکرار نخواهد شد."
همچنین آقای موسوی خوئینی ها از جمله چهره های مطرح جریان اصباح طلب و معروف به مرد خاکستری اصلاحات هم نظر جالبی در مورد انتخابات آزاد دارد و معتقد است: " اگر انتخابات آزاد در کار باشد میتوان به آن فکر کرد و همه اقشار و گرایشات میتوانند مشارکت کنند و باید شخصیت هایی مثل آقای مهندس موسوی و جناب آقای کروبی بتوانند در صحنه انتخابات حاضر شوند. اما اگر قرار باشد از میان نامزدهای انتخابات و حامیانشان یکی به کرسی ریاست جمهوری برسد و دیگران یا در حبس باشند یا در حصر، این معنای انتخابات آزاد نیست و قابل قبول نیست. "

تحلیل سخنان معنادار سران اصلاحات و ادامه این مقاله انشا الله به شرط حیات در بخش یا بخش های بعدی بیان خواهد شد.
(پایان بخش اول - ادامه دارد)




طبقه بندی: سیاسی، 
برچسب ها: سیاست، انتخابات آزاد، موسوی خوئینی ها، مرد خاکستری اصلاحات، مجید انصاری، اصلاح طلب، انتخابات ریاست جمهوری،
ارسال توسط سید محمد رضا مدرسی راد
مرتبه
تاریخ : جمعه 6 بهمن 1391

این پست خیلی طولانی نیست اما امیدوارم که قسمت نظراتش طولانی باشد.

صرفا جهت اطلاع: قصدم در این پست فقط دریافت نظرات است و نه نوشتن مقاله . نظراتی که امیدوارم به یک گفتمان در قسمت نظرات این پست تبدیل شود و نتیجه ای مفید هم برای خودم و هم برای دیگر دوستان داشته باشد.

سوال این است که: آیا پدیده ای که در دنیا امروز به نام فوتبال از آن نام برده می شود با همین شکل و شمایل فعلی اش ]مخصوصا آن چیزی که در فوتبال این روزهای ایران شاهد آن هستیم[، با اهداف و شعارهای اسلامی ما سازگار است یا خیر؟ اگر هست با چه توجیحی؟ و اگر نیست آیا دامن زدن به این پدیده و گرم کردن بازار آن درست است یا خیر؟




طبقه بندی: سیاسی،  اجتماعی،  جنجالی، 
برچسب ها: فوتبال، دربی، استقلال و پرسپولیس، فوتبال ایران، عدالت در فوتبال، صنعت فوتبال،
ارسال توسط سید محمد رضا مدرسی راد
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 2 بهمن 1391

داشتم وبلاگ های مختلف رو نگاه می کردم و سری به وبلاگ ها و سایت های دوستان در محیط مجازی میزدم که جمله ای در یکی از وبلاگ ها توجه ام رو به خودش جلب کرد. جمله این بود:

" هزار و صد و هفتاد و سه سال است که مهدی(عج) “امام” شده است، و منتظر است که منتظرانش “به خود بیایند” تا او بیاید...!"

ناخود آگاه  بعد از خواندن این جمله بود که تصمیم به نوشتن این متن گرفتم.

شعار دادن اگر همراه با عمل باشد خیلی خوب است، کلا این کلمه شعار خیلی کارها ازش برمیاد، شعار دادن می تواند تجلی هدف یک کشور باشد، تکرار شعار در فواصل زمانی مختلف باعث می شود که به مرور زمان هدف اصلی کم رنک و منحرف نشود از طرفی شعار دادن بصورت دسته جمعی مانند چیزی که در راهپیمائی ها شاهد آن هستیم باعث تقویت روحیه و همبستگی اجتماعی و یکی شدن دل ها برای رسیدن به هدف می شود و... مزیت های بی شمار دیگری که میتوان برای شعار دادن بیان کرد که این بحث خودش می تواند موضوع یک مقاله باشد. اما چیزی که من در این متن میخواهم بگویم شاید نقدی است بر اصلی ترین شعار این روزهای جریان حزب الله.

این روزها حجم بسیار زیادی از شعارهایمان فقط شده است "ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند" این شعار، شعار خیلی خوبی است اما من احساس می کنم که دیگر این شعار به تنهایی جواب گوی دوران سخت ما نیست، شعار "ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند" علی رغم بار معنایی زیادی که دارد اما برای تفکرات امروز ایران اسلامی و جریان حزب الله که باید یک جریان پویا و فعال باشد ناقص است؛ کوفی صفت نبودن و ولی زمان خود را تنها نگذاشتن خیلی خوب است اما در شرایط فعلی شاید مهم تر از اهل کوفه نبودن، اهل  دوران غیبت بودن باشد.

شرایط کوفیانی که سر حسین (علیه السلام) را بر سر نیزه فرستادند با شرایط امروز ما شاید بسیار متفاوت باشد، آن روز کوفی صفتان امام زمانشان را با چشم سر دیدن لذا برایش نامه نوشتند و او را دعوت کردند اما همان مردم با چشم دل و بصیرت نتوانستند امام معصومشان را ببینند، و به همین دلیل در برابرش طغیان کردند و حادثه کربلا رقم خورد.

سختی شرایط امروز ما نسبت به کوفیان زمان امام حسین (علیه السلام) شاید این باشد که امرزو ما نمی توانیم امام معصوم زمانمان را با چشم سر ببینیم  و برای دیدن با چشم دل هم نیاز داریم به بصیرتی که به دست آوردنش هرچند نا ممکن نیست ولی شاید برای اراده های ضعیفی چون من ناممکن باشد.

شاید در زمان امام حسین (علیه السلام) برای منحرف نشدن کوفی صفت نبودن کفایت می کرد و باعث نجات شخص می شد، اما در زمان امروز اگر کوفی صفت نباشی و در عین حال اهل دوران غیبت هم نباشی، چه بسا سرنوشتت همان سرونشت کوفی میدان کربلا باشد، و اما اگر به ظاهر اهل دوران غیب باشی ولی بعد از ظهور کوفی صفت شوی سرنوشتت مانند همان هایی خواهد شد که نامه نوشتند به امام حسین (علیه السلام) و بعد...

شاید ما این روزها امام معصوم زمان خویش را با چشم سر نبینیم اما نائب بر حقش را که میبینیم و میشناسیم؛ به قول علامه آیت الله حسن حسن زاده آملی: "گوشتان به دهان رهبری باشد. چون ایشان گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است."  و این عبارت علامه آنجا بیشتر معنا پیدا می‌كند كه بدانیم صاحب تفسیر المیزان، علامه طباطبایی درباره علامه حسن‌زاده فرموده‌اند: "حسن‌زاده را كسی نشناخت جز امام زمان(عج)."

شاید بهتر باشد که در کنار شعار " ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند"  یک شعار با مضمون دوران غیبت هم بگویم تا شعار ناقصمان کامل شود، یادمان باشد که این شعارها هستند که نشانگر هدف هایمان هستند پس سعی کنیم در هدف گیری اشتباه نکنیم.


  • منتظر نظراتتان در مورد این متن هستم .
  • اگر جایی از متن به نظرتان اشکال دارد نقد بفرمائید.
  • اگر هم نظرتان موافق است با کلیت متن، با نظراتتان این بحث را پخته تر از آنچه هست کنید.

 




طبقه بندی: تحلیلی و خبری،  اجتماعی، 
برچسب ها: ما اهل کوفه نیستیم، کوفی نبودن، دوران غیبت، شعار دادن، علامه حسن زاده آملی،
ارسال توسط سید محمد رضا مدرسی راد
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
هم سنگری ها




رجانیوز

نوای وب
رهبر ازدید بزرگان

ابزار وبلاگ

طراحی سایت

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات